English

محتشم کاشانی

کمال الدین علی محتشم کاشانی ملقب به شمس الشعرای کاشانی شاعر

زادروز:  905ق

زادگاه: نراق

وفات: بهمن 966 ش

محل دفن: کاشان

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سال‌ها خدمات علمی و فرهنگی وی، طی برگزاری مراسم بزرگداشتی در 29 شهریور ماه 1401  ایشان را به عنوان یکی از مفاخر ایران زمین معرفی کرد

 

زندگی‌نامه

مولانا کمال‌الدین علی کاشانی، از شعرای معروف عصر صفوی، متخلص به «محتشم»، شاعري ماندگار در زبان و ادبيات فارسي است که به سبب قصايدش «خاقاني ثاني» خوانده شده، به جهت چيره‌دستي در سرايش مرثيه‌اي جاودانه در سوگ سالار شهيدان كه در پس ساليان طولاني همچنان زنده و پرشور است او را «حسان‌العجم» ناميده‌اند. وی فرزند خواجه میر احمد (د. 952ق) بود که در کاشان متولد شد. از زندگی خصوصی او اطلاع چندانی در دست نیست. همین‌قدر می‌دانیم پدرش، از مردم نراق بوده که به کار تولید و تجارت پارچه‌های ابریشمی (شَعربافی) اشتغال داشت. به گفته سام میرزا مؤلف تحفه سامی و چنان‌که محتشم خود در چند جای دیوان در ضمن قصاید خویش بدان اشاره کرده، او هم همچون پدر به شغل شعربافی اشتغال داشته است. اما بعد از آن کناره گرفت و به شاعری روی آورد. او فن شعر را از مولانا صدقی استرآبادی (د. 952ق) آموخت و با شاعرانی چون حیرتی تونی، وحشی بافقی، حالی گیلانی، ضمیری اصفهانی و ... رابطه دوستانه داشت و با آنان مشاعره و مکاتبه می‌کرد. چون او در این فن تبحر یافت، مورد توجه قرار گرفت و به شهرت رسید تا آنجا که تقی‌الدین محمد حسینی مؤلف خلاصه‌الاشعار و زبده‌الافکار که همشهری، معاصر، معاشر، وصی و مدون دیوان او بوده است، در اثر خود درباره سرآمدی او میان شعرای روزگار خویش سخن گفته است. دیگر تذکره‌نویسان ایرانی نیز با احترام از او یاد کرده‌اند، که از آن جمله می‌توان به امین احمد رازی مؤلف تذکره هفت اقلیم، صادقی افشار مؤلف تذکره مجمع‌الخواص، تقی‌الدین حسینی اوحدی بلیانی مؤلف تذکره عرفات‌العاشقین و عرصات العارفین اشاره کرد.
اما شهرت عمده محتشم در سرودن اشعار مذهبی، خاصه در رثای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. علت اشتغال او را بر این‌گونه شعر، نخست باید در پاکی اعتقاد و استواری محبت او به حضرت علی(ع) و فرزندانش جست‌وجو کرد. دیگر توجه پادشاهان صفوی از جمله شاه طهماسب که معطوف به اشعار مذهبی بوده است. اسکندربیگ منشی مولف تاریخ عالم آرای عباسی در این باره می‌نویسد: 
«مولانا محتشم کاشی قصیده‌ای غرّا در مدح آن حضرت = (شاه طهماسب) و قصیدة دیگر در مدح مخدّره زمان شهزاده پری‌خان خانم به نظم آورده، از کاشان فرستاده بود به وسیلة شهزادة مذکور معروض گشت. شاه جنّت‌مکان فرمودند که من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند، قصاید در شأن حضرت شاه ولایت‌پناه و ائمة معصومین علیهم‌السّلام بگویند. صله اول از ارواح مقدسه حضرات و بعد از آن از ما توقع نمایند... غرض که جناب مولانا صلة شعر از جانب اشرف یافت. چون این خبر به مولانا رسید، هفت بند مرحوم مولانا حسن کاشی که در شأن حضرت شاه ولایت، سلطان سریر هدایت، در رشتة نظم کشیده و همانا از الهام الهی و دست سخنوران زمان از دامن آن کوتاه، جواب گفته به خدمت فرستاد. صله لایق یافت. شعرای پایتخت همایون شروع در هفت بندگویی کرده، قریب پنجاه ـ شصت، هفت بند غرّا به‌تدریج به معرض عرض درآورده شد؛ و همگی به جایزه و صله مفتخر و سرافراز گشتند.» 
چنان که اشاره شد، شهرت محتشم در مرثیه‌سرایی است و مهم‌ترین مرثیه او دوازده بند مشهورش است که در رثای شهدای کربلا سروده و در مرثیه‌خوانی زبانزد شده است. این ترکیب‌بند توجه بسیاری از شاعران را به خود جلب کرد و شعرای معروفی به تقلید آن ترکیب‌بندهایی در مرثیه شهدای کربلا سرودند که از آن جمله می‌توان به صباحی بیگدلی و ملک‌الشّعراء محمودخان، نوة فتحعلی‌خان صبا و سیدمهدی بحرالعلوم اشاره کرد ولی می‌توان گفت که هیچ‌کدام در تأثیرگذاری به پای او نمی‌رسند. برخی ترکیب‌بند او را جاودانه‌ترین سوگ‌چامه تاریخ نظم هزارساله پارسی قلمداد کرده‌اند که نام او را در تمام بلاد و ممالک اسلامی به شهرت رساند. محتشم یازده بند نیز در سوگ برادر خود خواجه عبدالغنی و ترکیب‌بندی در مرگ شاه طهماسب هم سروده است. او علاوه بر مرثیه، در ساختن ماده‌تاریخ و منقبت در عهد خود و بعد از آن مشهور بود و در قصیده به شیوه شعرای پیش از قرن هشتم به ویژه انوری توجه داشت و در غزل بیشتر از سعدی و حافظ پیروی کرده است. محتشم قصایدی در مدح شاه طهماسب، پری‌خان‌خانم و فرزندان آنها یعنی حیدر میرزا، محمد میرزا، حمزه میرزا، غیاث‌الدین میرمیران حکمران یزد، شاه عباس بزرگ و رجال و امیران دربار صفوی سروده است. همچنین اشعاری در جلوس اسماعیل میرزا بر تخت سلطنت و آمدن همایون به ایران دارد.
او با دربار جلال‌الدین اکبر پادشاه گورکانی هند و سپهسالار ادب‌پرورش میرزا عبدالرحیم‌خان خانان، مرتضی نظام‌شاه بحری پادشاه دکن، امیرمحمد قاسم بیگ طبیب هم ارتباط داشت و از توجه آنان برخوردار بود و اشعارش توسط برادرش خواجه عبدالغنی به هند و به دربار پادشاه گورکانی برده می‌شد و صله سلاطین هند را برای شاعر می‌آورد. در یکی از همین سفرها بود که خواجه عبدالغنی در سال 959ق در دکن درگذشت و با مرگ خود پدرش خواجه میر احمد و برادرش مولانا محتشم را به اندوه دچار ساخت. به نوشتة مرحوم حسن سادات ناصری دو قصیده در منقبت حضرت امیرالمومنین علی‌بن ابی‌طالب(ع) و حضرت امام حسین(ع) در دیوان وی است که به نظر می‌رسد در عتبات عالیات سروده و ترکیب‌بند چهارده بندی او در مدح امام ثامن ضامن علی بن موسی الرضا(ع) تا حدی مؤیّد انجام سفر او به خراسان نیز است. محتشم در طول عمر خود یک مرتبه به گفته مؤلف تذکره نصرآبادی برای شرکت در سوگ ضمیری اصفهانی و به قولی برای آستان‌بوسی شاه و دیدار شاهزادگان که ستایشگرشان بوده است به اصفهان رفت. 
محتشم در سال‌های آخر عمر به علت درد پا زمینگیر شد و سرانجام در کاشان درگذشت و در یکی از محلات شهر کاشان به خاک سپرده شد که اکنون به اسم او شهرت دارد و دارای گنبد و بارگاه است و مورد توجه و احترام مردم. بازارچه‌ و حسینیه‌ای هم در جلوی آن ساخته شده و موقوفاتی هم داشته است. دیوان او پس از وفاتش، بنابر وصیت به دست شاگردش میرتقی‌الدین محمدحسینی مولف تذکره خلاصه‌الاشعار تنظیم شد. تقی‌الدین آثار او را در پنج کتاب شعر و دو کتاب آمیخته از نظم و نثر بدین‌ترتیب فراهم آورده است: صبائیه، اشعار دوران صباوت و نوجوانی شاعر؛ شبابیه، از عهد جوانی؛ شیبیه، از زمان پیری؛ جلالیه، شامل غزل همراه با نثر؛ نُقل عشّاق، ترکیبی از نظم و نثر که به سال 966ق نوشته؛ ضروریات، مشتمل بر ماده‌تاریخ‌ها و معمّیات.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سال‌ها خدمات علمی و فرهنگی وی، طی برگزاری مراسم بزرگداشتی در 27 شهریورماه، ایشان را به عنوان یکی از مفاخر ایران‌زمین معرفی کرد.
 

محتشم در نگاه بزرگان

ـ دکتر اصغر دادبه: « از جمله دلایلی که سبب شهرت محتشم کاشانی شد این است که محتشم در زمان خود سخنگوی مردم بوده است همانطور که فردوسی و یعقوب لیث نیز در جایگاه و زمان خود همین کار را انجام داده و در مقطع تاریخی خود سخنگوی مردم بودند».


ـ دکتر احمد تمیم داری: «وازده بند ماندگار محتشم كاشانی نیز در این عصر، سر آغاز حركتی بالنده در مسیر شعر عاشورایی شد و شاعران بسیاری را به استقبال از این اشعار فراخواند. وحشی بافقی، حزین، عاشق اصفهانی و بسیاری دیگر از شاعران از آن دوران تاكنون تركیب بند محتشم را به عنوان الگویی بی نقص از شعر عاشورایی الگوی كار خود قراردادند».


ـ دکتر عبدالرضا مدرس‌زاده:«محتشم‌کاشانی استاد نامدار شعر فارسی در روزگار صفویه است که اگر در سده‌های پیشین زیست کرده‌ بود، خود، سنایی دیگری بود. اما او در این انتخاب بیرون از اختیار خود توانست به نام شاعری تأثیرگذار خود را به‌نمایاند و نقشی نیک به یادگار بگذارد. اگرچه محتشم‌کاشانی در کارهایی مانند سرودن ماده‌تاریخ آثاری اعجازمانند از خود بر جای نهاده ‌است و عاشقانه‌های او در رساله‌جلالیه سبکی خاص از عشق و دوستی را به نمایش می‌گذارد اما همین‌که می‌پذیرد ممدوح شعر خویش را حضرات ائمه‌هدی(ع) قرار دهد و در نهایت برای ایشان (و به‌ویژه سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه‌السلام) مرثیه‌سرایی کند و مریدانه و معتقدانه اشک بریزد، بدان معنی است که اولا محتشم پای اعتقاد خویش ایستاده و مسیری را که شاه صفوی در ارادت‌ورزی به آل‌الله(ع) به او و دیگران نشان داده، با تعبد و تعهد پیموده‌ است و دیگر این‌که، به‌درستی تشخیص داده که جای مرثیه‌هایی آیینی در شعر فارسی خالی است. اگرچه شاعران شیعی پیش از صفویه مانند مولانا حسن کاشی اشعاری در منقبت اهل‌بیت(ع) سروده‌اند، اما تاکنون و بدین شکل کسی آن هم درباره فجیع‌ترین جنایت تاریخ بشری علیه پیشوایان آیینی شعری نسروده است».